چرک نویس عزیزم

چرک نویس عزیزم

چرت های خودم و چرت های دوست داشتنی ام
چرک نویس عزیزم

چرک نویس عزیزم

چرت های خودم و چرت های دوست داشتنی ام

اعتراف


اعتراف میکنم،

یه بار سر کلاس خواب بودم،

استاد اومد بالا سرم،

بیدارم کرد گفت خواب بودی؟

منم هول شدم،

گفتم نه استاد،دراز کشیده بودم!!!

هیچی دیگه بچه ها داشتن دسته صندلیو گاز میزدن

چه وضشه؟!


ملت از خونه،زنگ میزنن بیرون،سفارش غذا میدن،
اونوخ من از بیرون زنگ میزنم خونه،سفارش میکنم غذا منو نخورن!!

چه وضشه؟؟

یه سوال!!


یه سوالی هس که ذهن منو خیلــــــــــــــــــــــی درگیر کرده!!
عاقا چرا به "ن" میگن "نــون" بعد به "کــ" میگن "کـــاف" ؟؟؟؟

یادش بخیر


یادش بخیر...
اون قدیما،

دروغـــگو دشـــمن خدا بود!...

مانده ام


اینکه نامش زندگیست،من را کشت،
مانده ام آنکه نامش مرگ است، چه میکند!

من بزرگ میشمو...


خدایی یه چیزی که ناراحتم میکنه،
اینه که من بزرگ میشم،
و اطرافیانم پیر میشن...

ـــــــــــــــــ

خودم...

به سلامتی


به سلامتی لبخندی که کمکت میکنه به همه نخوای توضیح بدی حالت داغونه...

هرگز...


هرگز شــــــــادی آدمــــــها را از خنـــــــده هایشان نسنجید!

هیچ گاه میزان تنـــــــهایی افراد را با تعــداد دوســــــــتانشان نسنجید...!

برای بعضی دردها


برای بعضی از دردها

   نه میتوان گریه کرد،

    نه میتوان فریاد زد،

     برای بعضی از درد ها

      فقط میتوان نگاه کرد

        و بی صدا شکســـت!

خیلی هم خوبم!


قبلنا از پاییز و زمستون متنـــــــــــــــفر بودم

ولی الان ک فک میکنم،

میبینم خیلی خوبــــــــــــــــــن!

چون هرچقد دلـــــتت بخواد میتونی گریـــه کنی

و آخرش بگی من خیلــیـــــــــــــــــــــــم خووبــــــــــم فقط یکم سرما خوردم...


خــودم